پس از فترتی بالنسبه مدید، بالاخره فیلمی را در سینما به تماشا نشستیم که چنگی بر دل نواخت و حالی دیگرگون به ما اِنعام نمود. ظرف خوش و مظروف خوش. چه خوب زخمه زد جناب آذربایجانی، چه خوب نواخت. مخلصت را در حیرت بردی از این آفرینشت. حبَّذا جناب، حبّذا. صد افسوس که سالنهایی که بایست سهم تو و امثال تو باشند همه در تصاحب اهل قیل و قال است، در تصاحب اصحاب هیاهو.
ای صاحبدلی که این مکتوب را از نظر میگذرانی، اصلا چرا همین فردا «اروندِ» شریف را به نظاره نمینشینی تا در سکون موجهایش آرام گیری و در جزر و مد آن زیر و زبر گردی؟
برچسب:
نویسنده: اشکان جعفرینژاد