خرید بک لینک

دو سه هفتهای میشد که حس میکردم یک نفر دنبالم است. توی خیابون، توی کوچه، توی پارک، توی بازار همه جا مثل سایه دنبالم بود. اوایل لرزم میگرفت و پا تند میکردم اما هر چه بیشتر میگذشت ترسم کمتر میشد. این اواخر دیگر عادی برخورد میکردم، شاید هم عادت کردهبودم که همیشه یک سایه از دور دنبالم باشد. انسانها خیلی زود با شرایط جدید کنار میآیند، حداقل من که همیشه همینجور بودهام. آن روز هوا خیلی سرد شده بود. شب رفته رفته همه جا پهن میشد که توی یک کوچه پهن و خلوت تصمیم گرفتم با او روبرو شوم. ایستادم و زیپ کاپشنم را تا چانه بالا دادم. آشکارا میلرزیدم. هم سرما بود و هم ترسی کرختکننده. در خودم لوله شده بودم. با دودلی و ترس چند قدم به عقب برگشتم. کسی نبود. تنها زیر نور کمرنگ چراغِ برق گربهای سیاه ناله میکرد. خواستم برگردم که در تاریکی پیادهرو متوجهش شدم. سه نفر بودند. سه شبح سیاه که در تاریکی مطلق آن گوشهی پیادهرو فرو رفته بودند. قدمی به جلو برداشتم. باد در میان شاخههای لخت درختان زوزه میکشید. ابرهای تیره و متراکمْ مرگ میپاشیدند. تمام توانم را جمع کردم و چند قدم دیگر به سویشان برداشتم. عجیب بود، خیلی عجیب. تمام تنم به یکباره منجمد شد. هر چه پیشتر رفتم تاریکی نیز پیش رفت. دویدم. تاریکی با سرعت بیشتری دور شد. و دور شد. و دور شد. ایستادم و نفس نفس زدم. تاریکی با همان فاصلهی قبلی ایستاده بود با سه شبح مرموز در میانش. خیلی دوست داشتم که از نزدیک روبرویشان بایستم و بگویم چرا دنبالم میکنند ولی خودشان را نشانم نمیدهند. مدتها بود که میخواستم این سؤال را از آنها بپرسم. بعد از آن شب دیگر این میل را در خود خفه کردم. آنها دستنیافتنی بودند و ناشناخته. آنها به حریمم پا گذاشته بودند اما من نمیتوانستم پا به حصار آنها بگذارم. حتی نمیتوانستم ببینمشان. آنها اینطور خواسته بودند. حالا که در حال نوشتن این سطور هستم دو روزی میشود که چهار نفر شدهاند. چهار شبح در تاریکی. دو روزی میشود که وقتی زیپ کاپشن سیاهم را تا چانه بالا میکشم و دستهایم را در جیبم فرو میکنم و در کوچه و خیابان و پارک و بازار راه میروم چهار سایه به دنبالم هستند. چهار سایه مرموز در تاریکی.


-باید کمپینی ایجاد شود علیه شرکت بیان برای قابلیت لوس و مزخرف "دنبال کننده مخفی". هر کس موافق است بکوبد آن لایک قشنگه را!

برچسب: نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 6:03

صفحه بندی