خرید بک لینک

رویای توسعهیافتگی و ساختن بهشت زمینی، برای ما حصاری ساخت از آهن و بتن و دود. مسخره است! میدانم که تو آنجا هم در رویای شهری شدن میسوزی. تو را هم سیلاب بیامانِ تاریخ با خود خواهد برد. میدانی؟ این حوالتِ تاریخی ماست. من اینجا کنج اتاق دودزده و خفهی شهرم، از تو میخواهم پیش از فرو رفتن در منجلابی که بشر مدرن خود به دست خویش ساخت، لحظهای درنگ کنی. ما اینجا پنجره را که میگشاییم سایهی بلند و سیاه ساختمان همسایه به اتاقمان میریزد و بوق و دود و غربت، در خانهی کوچک و خاکستریمان میخزد. تو اما از خود دریغ مکن. بیهیچ واهمهای پنجره را بگشا. بگذار صدای صبح، خانه را پر کند. من سخت باور دارم رفیق، که در بهشت همهی پنجرهها گشودهاند.


برچسب: پنجره ها,پنجره ها رو وا کن,پنجره های ارسی,پنجره های قدیمی,پنجره های رنگی قدیمی,پنجره های دوجداره, نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 7:26

صفحه بندی